کربلا امروز سوم شعبان تولد کسی است که من مدتهاست دلتنگش هستم. اینجا می نویسم فقط برای او.شاید دید و شنید.بهمن ماه دلتنگی های من به نیمه رسیده.حسین جان نمی گویم که تو خود خوب می دانی امسال دلتنگ ترم.چند سالی است که دلم نا آرام است.و مدتی است که عجیب حس میکنم فقط کربلای تو درون آشوب مرا آرام می کند.اما حیف که لایق دیدار نشدم. یک شب حتی از سر دلتنگی به تو گفتم که مرا در خواب مهمان بین الحرمینکن ولی افسوس...حسین جان در زمان حاضر دوباره با بغض برایت می نویسم به امید جوابت.من می خواهم مادر خوبی ب
برچسب:
نویسنده: پرنیا صادقی
برچسب:
نویسنده: پرنیا صادقی
برچسب:
نویسنده: پرنیا صادقی
تو را سپاس برای عطر وجودت ک در شامه ام جاریست.همواره هستی همین جا نزدیک تر از رگ گردن ب من و من داراترین دارای دنیایم برای داشتن خدایی چون تو.همین
برچسب:
نویسنده: پرنیا صادقی
خدا تنها کسی بود ک ماند حتی وقتی من از او نخواستم بماند. زیرا خدا ان کسی بود ک ب حق دوستم داشت. بی هیچ توقعی و منتی فقط عشق ورزید و محبت کرد. و من با بی اعتنایی تمام ب دیگران چشم دوختم. دیگرانی ک حتی ثانیه ای از نگاهشان را ب من ندادند و خدا افسوس خورد وقتی عشق را بی منت بر من ارزانی داشت و من ان را در جایی دیگر با تحقیر گدایی میکردم. شاید ان روز بود ک من باختم همه انچه ک بودم و داشتم
برچسب:
نویسنده: پرنیا صادقی
برچسب:
نویسنده: پرنیا صادقی

برچسب:
نویسنده: پرنیا صادقی
برچسب:
نویسنده: پرنیا صادقی